یک کامپاند PVC میتواند شامل ۲۰ افزودنی باشد و این افزودنیها همیشه همجهت و هماهنگ نیستند. همین موضوع است که PVC را قدرتمند میکند. و در عین حال، پیچیده.
استابیلایزر به دنبال حفاظت حرارتی است.
روانکننده به دنبال جریان کنترلشده است.
کمکفرآیند به دنبال فیوژن سریعتر است.
فیلر به دنبال سختی و کنترل هزینه است.
مودیفایر ضربه به دنبال چقرمگی است.
پیگمنت به دنبال رنگ و پوششدهی است.
پلاستیسایزر به دنبال انعطافپذیری است.
پکیج UV به دنبال دوام در فضای بیرون است. اما هیچکدام بهتنهایی کار نمیکنند.
اگر روانکننده خارجی را بیش از حد افزایش دهید، فیوژن کند میشود.
اگر مقدار فیلر را خیلی بالا ببرید، مقاومت ضربه ممکن است افت کند.
اگر گرید TiO₂ را تغییر دهید، مقاومت جوی یا براقیت ممکن است تغییر کند.
اگر کمکفرآیند بیشتری اضافه کنید، استحکام مذاب ممکن است بهتر شود، اما ریسک plate-out میتواند تغییر کند.
اگر شیمی استابیلایزر را عوض کنید، حفظ رنگ، نیاز روانکاری و رفتار فیوژن ممکن است جابهجا شود. فرمولاسیون PVC فقط انتخاب مواد اولیه نیست. بلکه مدیریت تضادها و تعادلهاست.
هر افزودنی یک مزیت به همراه دارد و هر افزودنی یک عارضه جانبی هم ایجاد میکند. بهترین کامپاند، آنی نیست که بیشترین افزودنی را داشته باشد. بلکه آنی است که تمام افزودنیها در آن برای موارد زیر به تعادل رسیده باشند:
* فرآیندپذیری
* فیوژن
* کیفیت سطح
* عملکرد مکانیکی
* دوام و پیرشدگی
* هزینه
* الزامات و استانداردها
* شرایط واقعی کارکرد
به همین دلیل است که کپی کردن یک فرمول PVC بهندرت جواب میدهد. شما میتوانید مواد اولیه را کپی کنید، اما تا زمانی که برهمکنشها را درک نکنید، نمیتوانید تعادل را کپی کنید. در PVC، فرمولاسیون یک لیست خرید نیست. بلکه یک مذاکره و ایجاد توازن است.
واحد تحقیق و توسعه روشا پلیمر