دو بچ “یکسان” PVC وارد یک اکسترودر میشوند. یکی مثل رؤیا ران میشود. آن یکی باعث میشود همهی آدمهای خط ناگهان ساکت شوند.
همان فرمول.
همان گرید رزین.
همان فیلر.
همان استابلایزر.
همان پلاستیسایزر.
پس طبیعی است که اولین مظنون همیشه رزین باشد.اما خیلی وقتها رزین بیگناه است. تفاوت واقعی، اتفاقی است که قبل از رسیدن پودر به هاپر برایش افتاده.
مخلوط خشک و پودری پیویسی حافظه دارد.
نه از نوع احساسی، البته از نوع فنی. این پودر، یک سابقهی حرارتی و مکانیکی را با خود حمل میکند که ناشی از اینهاست:
* دمای مواد اولیه
* میزان رطوبت
* ترتیب شارژ مواد در میکسر
* زمان اختلاط
* نحوه توزیع ادتیوها
* ذوب و پوششدهی لوبریکنت
* جذب پلاستیسایزر
* دمای تخلیه
* نرخ خنککاری
* دانسیته حجمی (Bulk Density)
* مدت زمان نگهداری قبل از اکستروژن
* یکنواختی تغذیه به داخل اسکرو
هیچکدام از اینها روی برگه بچ، چیز چشمگیری به نظر نمیرسند. اما اکسترودر همهی آنها را کاملاً حس میکند. یک تغییر کوچک در دانسیته حجمی میتواند تبدیل به نوسان در تغذیه شود.
یک تغییر کوچک در توزیع لوبریکنت میتواند تبدیل به مشکل فیوژن شود. یک تغییر کوچک در خنککاری میتواند باعث مشکل در جریان یافتن پودر شود. یک تغییر کوچک در سابقه اختلاط میتواند باعث نوسان تورک شود. و ناگهان آن بچِ “یکسان”، دیگر یکسان نیست. این حقیقت ناراحتکنندهی کامپاندینگ PVC است: فرمول به تو میگوید چه چیزی اضافه کردهای.
اما پروسس تعیین میکند که ماده واقعاً به چه چیزی تبدیل شده است.
پس قبل از اینکه رزین را مقصر بدانی، از خودت بپرس: آیا این پودر همان سابقه و تاریخچه را با خودش حمل میکرد؟ چون مشکلات PVC همیشه از اکسترودر شروع نمیشوند. گاهی اکسترودر فقط اولین شاهد صادقی است که حقیقت را نشان میدهد.»
واحد تحقیق و توسعه روشا پلیمر